مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

142

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

نطول : آنچه بجوشانند و در مثل آفتابه كنند و بر عضو معلول ريزند . نشف : به خود كشيدن آب و رطوبت است . « 1 » نسر : كركس . نحل : مگس عسل . نخاله : سبوس . « 2 » نشاره : آنچه از ارّه ريزد در حين بريدن چوب و امثال آن . نفسا : « 3 » زنان زاييده كه خون نفاس‌شان منقطع نشده باشد . نتايج : مثل برّه و كرّه و غيرها كه سال‌به‌سال پيدا شود . نهش : گزيدن جانوران . نعوظ : معروف [ است ] « 4 » . نصل : پيكان . نصول : پيكان‌ها . نفوذ : فرورفتن . « 5 » نمشك : لغتى شيرازى است و معنى آن به پارسى مسكه و به عربى زبده است . « 6 » حرف الواو « 7 » الأعضاء ورك : نشستن‌گاه . وريد : « 8 » رگ‌هاى غير جهنده ، و اصل آن دو رگ است كه از جگر رسته است « 9 » و شاخه‌ها از آن برخاسته و به جميع بدن منتشر شده و فايدهء آن ، آن است كه غذا را « 10 » به بدن مىرساند .

--> ( 1 ) . س : - است . ( 2 ) . س : - نسر كركس . . . سبوس . ( 3 ) . م : نفاس نفسا . ( 4 ) . به قياس افزوده شد . ( 5 ) . س : - نهش گزيدن . . . فرورفتن . ( 6 ) . س : نمشك مسكه و اين لغت شيرازى است . ( 7 ) . در ترتيب حرف واو و حرف هاء در « م » جابجايى صورت گرفته است . ( 8 ) . م : + وريد . ( 9 ) . س : - است . ( 10 ) . م : - را .